اقتصاد و مدیریت |
در اقتصاد انتخاب نوع كالا براي توليد و چگونگي توليد آن هميشه به عنوان سؤالي اساسي مطرح بوده است.در پاسخ به اين سؤال سه عامل كميابي،انتخاب و هزينه فرصت مورد توجه قرارمي گيرد.با قبول كميابي منابع و محدوديت در انتخاب گردانندگان اقتصاد بايد تصميم بگيرند كه چگونه از اين منابع موجود استفاده كنند تا به بهترين وجه خواسته هاي ملت خود را پاسخ گويند.احتمالاً اولين خواسته ي مردم غــــذا خواهد بود.
كالاهاي سرمايه اي و كالاهاي مصرفي:
يكي از تصميم گيري هاي گردانندگان اقتصاد هر كشور مي تواند چنين باشد:مي توانيم امروز براي تهيه ي غــــذا به جمع آوري ميوه بپردازيم كه كمترين زمان را مي برد و وقت اضافي باقي مانده را به آماده سازي زمين براي كشت تخصيص دهيم كه در آينده مواد غذايي بيشتري داشته باشيم.در اين صورت ارزش زمان استراحت و قيمت مقدار غذاي كمتري كه مردم مي خورند،هزينه فرصت غذاي بيشتر در آيند را تشكيل مي دهد.ساده ترين مثال براي انتقال فوايد زمان حال به آينده، پس انداز است.وقتي كه امروز درآمدي را كنار مي گذاريد تا در آينده خرج كنيد،چيزي را كه امروز مي توانيد داشته باشيد با يك چيز ديگر در آينه معاوضه كرده ايد.پس انداز كننده ارزش آن چه را كه امروز مي تواند داشته باشد با آن چه را كه انتظار خريد آن را در آينده دارد مقايسه كرده تصميم مي گيرد.يك جامعه اگر بخشي از منابع موجود خود را،امروز به تحقيق،آموزش و توليد كالاهاي سرمايه اي تخصيص دهد،فوايد امروز را با فوايد آينده معاوضه كرده است.پس توليد سرمايه به معني چشم پوشي از منافع امروز براي دستيابي به منافع آينه است.مرحله استفاده از منابع را براي توليد يك سرمايه جديد را سرمايه گذاري مي گوييم.يك سرمايه گذاري عاقلانه چنان است كه جريان فايده آينده آن بيشتر از هزينه سرمايه گذاري امروز باشد.مي توان با افزايش كارآيي عامل كار سرمايه گذاري را بارورتر كرد.
تصور كنيد از بزرگ راه كرج به سمت تهران حركت مي كنيد،در انتهاي مسير و قبل از رسيدن به تهران باجه هاي دريافت عوارض قرار دارد كه سه خط بزرگ راه به اين باجه ها ختم مي شود.هر اتومبيلي كه به نزديكي اين باجه ها مي رسد،فوراً به دنبال كوتاه ترين صف مي گردد،و به سمت آن حركت مي كند.مسلم است كه پس از مدتي صف كوتاهي نخواهيم داشت.اقتصاددانان بر اين عقيده اند كه فرصت هاي سودآور در بازار كم هستند.به وضوح مشخص است زمان هايي وجود دارد كه در يك بازار فرصت براي كسب سود مهيا مي شود.ولي اين فرصت سود نصيب كسي مي شود كه زودتر از وضعيت بازار آگاه شود.
مفهوم مهم ديگري كه در اقتصاد و تحليل هاي اقتصادي مورد استفاده ي فراوان قرار مي گيرد «نهايي گرايي» است.يك مثال ساده:فرض كنيد هزينه چاپ هزار نسخه از يك عنوان كتاب براي ناشر 100000ريال باشد.كه شامل هزينه تأليف،ويرايش،كاغذ،حروف چيني،زينك و فيلم مي شود.حال اگر ناشر تصميم به چاپ دوم كتاب بگيرد ديگر هزينه تأليف،ويرايش،حروف چيني،زينك و فيلم مطرح نخواهد بود و تنها هزينه كاغذ و چاپ مطرح مي شود.
پس «هزينه نهايي» عبارت است از:هزينه توليد يك واحد اضافي از يك كالا
آنچه كه در اقتصاد يك كشور يا جامعه رخ مي دهد،نتيجه ي هزاران تصميم فردي است.افراد و خانوارها بايد در مورد نحوه ي تقسيم درآمد خود بين كالاها و خدمات موجود در بازار و پس انداز،تصميم گيري كنند.بنگاه هاي اقتصادي نيز بايد در مورد نـوع،مقــدار و قيمت توليد كالاها يا خدمات تصميم گيري كنند.بديهي است كه تحليل هاي اقتصادي به نحوه ي تصميم گيري كمك اساسي مي كند.
تقريباً كليه ي اين تصميم گيري ها يك بده ـ بستان ساده است.در واقع مزيت و عدم مـزيت شالوده ي تمامي تصميم گيري هاست.«هزينه كامل» انتخاب يـك تصميم خـــاص،فايـده ي از دست رفته ي ناشي از عـــــدم انتخاب ديگر است.آنچــه كه ما با يــك تصميم يا انتخاب از دست مـــي دهيم «هزينه فــرصت» آن انتخاب يا تصميم خوانده مي شود.مثلاً اگر شما براي خريد يك دستگاه تلويزيون و يك دستگاه فـريزر مجبور به انتخاب و تصميم گيري شويد،هزينه فرصت خريد تلويزيون فايده ي از دست رفتن فريزر است و بر عكس.دليل مطرح شدن مفهوم «هزينه فرصت» در اقتصاد محـــــدود بودن منابع در مقابل خواسته هاي بي شمار ماست.
اقتصاد در مختصرترين تعريف،علــم شناخت راه هاي انتخاب و استفاده ي بهينه از منابع موجود در طبيعت است.در حقيقت دليل اصلي يادگيري علم اقتصاد،فراگيري روش خاصي از تفكر،براي رسيدن به بهره وري و كارآيي بيشتر در استفاده از منابـــع محــدود موجود در طبيعت است. بهتــــــــرين راه دستيابي به اين دانش ديرپاي بشري شناخت سه مفهوم اساسي«هزينه فرصت»،«نهايي گرايي» و «بازارهاي كارآمد» است.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|